چند روز مانده به پایان شش ماهگی
سلام دخترم
سلام بارانم
الان که دارم برایت می نویسم ساعت نزدیک 12 نیمه شب دوشنبه 18آذر است و تو روی پاهای من آسوده آرمیده ای و من با تکان آهسته پاهایم تو این آرامش را برایت دو چندان می کنم نازنینم که این روزها بقدری شیرین و شیطون شدی که با هر لبخندت خستگی رو از تم مامان و بابا میبری و خنده و شادی رو به ما هدیه میدی
مامان چند روزه بهت پوره میدم اول پوره هویج رو امتحان کردم که زیاد استقبال نکردی دو روز دادم و امروز هم پوره کدو حلوایی دادم که با کلی ذوق و لذت خوردی
وقتی قاشق رو می آوردم به سمتت خودت دهنت باز میکردی و با لذت میخوردی فدای اون لبای غنچه شده ات برم
بدون مامان و بابا عاشقت هستن چون تو ثمره عشق مایی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چند روز مانده به پایان شش ماهگی
